کجایند مردان بی ادعا؟
برترین دانش، آرامش و بردباری است . [امام علی علیه السلام]
 
 

مقام معظم رهبری


بابائی ::: سه‏شنبه 11/4/1387::: ساعت 8:38 عصر
 











مدیر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران خبر داد


حکم جلب مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی صادر شد


خبرگزاری فارس: مدیر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران گفت: حکم جلب مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی صادر شد.


سید ابوالحسن پور‌حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس گفت: دستور جلب و تحقیقات از مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی به دنبال شکایات متعدد به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افترا برای پاسخ‌گویی به اتهاماتش و اعلام جرم اخیر مدعی‌العموم درخصوص چاپ مطلبی اهانت‌آمیز در شماره‌ ‌‌682 مورخ ‌‌11/ ‌‌4/ ‌‌87 توسط منتجب‌نیا، صادر شده است.
این پرونده در دادسرای رسیدگی به جرایم کارکنان دولت و رسانه پیگیری می‌شود.


بابائی ::: سه‏شنبه 11/4/1387::: ساعت 8:29 عصر
 










 



چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت. شیعه نشان افتخار دیگری بر گردن آویخت و بر این پیشوای معصوم خود بالید. ای افتخار شیعه که در ضیافت خانه حوزه ها و دانشگاه ها سفره پر نعمت دانش تو گسترده است، میلاد مسعودت را گرامی می داریم.


 



السلام علیک  یا محمد بن علی، ایها الامام الباقر یابن رسول الله


 


در شب میلاد آخرین بازمانده کربلای عطش (بنا به روایتی سوم ماه صفر یا اول رجب)، اشکهای چشمانمان مضاعف میشود و طپش قلبمان سنگین تر از دیروز و دستهایمان بر پنجره های سخت قبرستان غریب و دلگیر بقیع گره میخورد، آنجا که مأوی شکافنده دانش هاست.
چشم هایت را می بندی و دیوار بقیع را در برابرت می‌‌‌‌یابی و آنگاه که شبکه های پنجره را لمس می‌کنی مرغ جانت پر می کشد که بر مزار های مطهر و پاکشان حضور یابی، صورت بر خاک معطرشان بگذاری و با سوز دل غربت اشان را گریه کنی. این جا مدینه است این جا بقیع است و این چهار بقعه تاریک و مظلوم ... چهار قبر مظلوم را می‌نگری که تنها با سنگی بر روی آنها نشان از مزار شریف گلی از بوستان محمد (ص) دارند.


گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شیعه تابیدن گرفت؛ امامی که شکافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضیلت و بینش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشری، امام پایداری و تلخی چشیده ای  از حماسه عاشورا که پیمانش با خدا غیر قابل تردید و فضیلت و کمالش غیر قابل انکار است. امام علم که چشمه‌های جوشان دانش و فنون و حکمت از اندیشه های این بابغه دین می جوشید و می‌تراوید و اوراق زندگی اش سراسر سرشار از احادیث روایت‌‌ها و کلمات قصار و نصیحت هاست.


شب میلادش، فضای ساکت و آرام مدینه، مبهوت نورافشانی خانه گلین امام سجاد (ع) است و فروغی نورانی، آسمان مدینه را روشن کرده است؛ نوری که از چهره معصوم و منور نوزادی مبارک به آسمان ساطع است. چشمه جاری شکافنده علم ها در بیابان خشکیده دانش جوشیدن گرفت و جان جویندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سیراب ساخت.


 


????????????????


 


نام مبارک امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است، بدین جهت که: دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت. القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است.
کنیه امام "ا
بو جعفر" بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است. بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوی پدر به امام حسین (ع) می رسید. پدرش حضرت سیدالساجدین، امام زین العابدین، علی بن الحسین (ع) است. تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجری در مدینه اتفاق افتاد.


در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد. دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجری که سال شهادت امام زین العابدین (ع) است آغاز شد و تا سال 114 هجری یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و دیگران مطرح است، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند. قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی (ع) متوجه کرده بود و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند. برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند.


اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند. بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وی امام جعفر صادق (ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی را پایه ریزی نمودند. زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر (ص) و ناموس و قانون عدالت بودند و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار اهتمام می ورزیدند، و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوین و تدریس کنند. به همین جهت محضر امام باقر (ع) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود.


دانش امام باقر علیه السلام نیز همانند دیگر امامان از سر چشمه‏ وحى بود، آنان آموزگارى نداشتند و در مکتب بشرى درس نخوانده بودند، «جابر بن عبد الله‏» نزد امام باقر (ع) مى‏ آمد و از آنحضرت دانش فرا مى‏گرفت و به آن گرامى مکرر عرض مى ‏کرد: اى شکافنده علوم! گواهى مى‏دهم تو در کودکى از دانشى خداداد برخوردارى.


در مکتب تربیتی امام باقر (ع) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد. ابوجعفر امام محمد باقر (ع) متولی صدقات حضرت رسول (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت. امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود.


امام پنجم (ع) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود. در ضمن سخنانش می فرمود:


مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - میریزد.


امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی، کمال مواظبت را داشت. میخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملاً در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعلیم نماید. در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) می رفت، پس از گزاردن فریضه، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند.
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای بی سابقه آل ابوسفیان، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری، که تنها شایسته امام معصوم است، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری  نمود و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد.


امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر (ع) با تشکیل حلقه های درس، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی را برای مردم روشن فرمود. رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت، ضمن احادیثی  که از آن حضرت روایت شده، تعیین فرموده است. چنان که در این حدیث آمده است:
در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) گوئیا، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی ننوشیده بودند و در کنار دریای بیکران وجود علی (ع) تشنه لب بودند و جز عده ای معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند. بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود:
"سلونی قبل از تفقدونی پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید و بارها می گفت: من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم. ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند؟ اما به تدریج، به ویژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند و مانند تشنه لبی که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گوارای دانش امام باقر (ع) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام (ع) شدند و به قول یکی از مورخان:


"مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند".


امام باقر (ع) نیز چون زمینه قیام بالسیف (قیام مسلحانه) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود، از این رو، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را، از این طریق مناسب تر می دید، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت. اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت. در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش (علیه دستگاه) غافل نبود، و از راه دیگری  نیز آن را دامن میزد: و آن راه، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود.


 


بابائی ::: سه‏شنبه 11/4/1387::: ساعت 8:6 عصر
 













                                   کجایند مردان بی ادعا

 
 
گردان غواص لشکر 41 ثارالله کرمان از جمله گردانهای خط شکن بود که با موفقیتهای خود پیروزی عملیاتها را رقم می زد. اولین فرمانده این گردان سردار شهید « حاج احمد امینی » بود که برای آموزش گردان زحمات فراوانی را به جان خرید.

در خصوص نحوه شکل گیری گردان غواص لشکر 41ثارالله کرمان و به بهانه و یادی از سردار شهید حاج احمد امینی خاطراتی از برادر این شهید بزرگوار سردار حاج محمود امینی را از نظر شما می گذرانیم .


تولد گردان غواص


بعد از عملیات خیبر که طرح فوندانسیون عملیات والفجر 8 ریخته شد حاج احمد بعنوان فرمانده گردان غواص کار آموزش غواصی بچه ها را در بندرعباس و در کنار دریای پر امواج و پر جزر و مد آب سرشار از نمک شروع کرد و از برادران نیروی دریایی ارتش برای آموزش کمک گرفت . از آنجا که ما فرصت چندانی برای آموزش نداشتیم و برادران ارتشی فرصت زیادی را برای آموزش مشخص کرده بودند لذا حاج احمد تصمیم گرفت خارج از آموزشهای کلاسیک کار را دنبال کند. لذا بچه ها را به دو گروه تقسیم و کار را شبانه روز دنبال کردیم و در کنار آموزش مسائل معنوی هم دنبال می شد. آب شور دریا بدنها را اذیت می کرد و بدن بچه ها تاول می زد , اما توکل و اخلاصشان بیشتر می شد وقتی از تمرین غواصی برمی گشتند با آن حال به نافله شب می پرداختند تا اینکه بالاخره با تمرینات مدام بچه ها آموزش دیده و عزم بازگشت به منطقه را نمودند.


روز آخر آموزش در بندرعباس , سوار بر قایق بودیم که حاج احمد از قایق به داخل آب پرت شد و پره قایق پشت سر او را چاک داد. آب پر از خون شد. او را بالا آوردیم و به بیمارستان رساندیم . چندتا بخیه زدند. بعدها همان محل آسیب دیدگی , محل اصابت ترکش نهایی بود که حاج احمد را به شهادت نائل کرد.


فرمانده بی ادعا


یکی از افراد مسن گردان 410غواص آقای باقری اهل کشکوئیه رفسنجان بود . او تعریف می کرد یک بار ساعت 2 نیمه شب برای انجام نافله شب بلند شدم , دیدم در دستشویی بسته است ولی از داخل صدای شیر آب و شستشو می آید. هر چه در زدم کسی باز نکرد بالاخره فریاد زدم تا در را باز کند. در باز شد و دیدم حاج احمد پاچه های شلوار را تا زانو بالا زده و در حال تمیز کردن دستشویی های پادگان است . من شرمنده این حرکت ارزشمند فرمانده گردان شدم قبل از اینکه من باب سخن را باز کنم حاج احمد گفت : مبادا تا من زنده ام جایی این مطلب را عنوان کنی که من در روز قیامت دامن تو را می گیرم .


در آن فضای جنگ مبارزه با نفس و بالابردن اخلاص این حداقل کاری بود که رزمندگان انجام می دادند.


خط شکنان پراشتیاق


کار غواصی و کار در آب نسبت به کار خشکی بسیار مشکل تر بود. رزمنده باید جسم و جانش توان مبارزه با جزر و مد آب رودخانه را داشته باشد. به همین جهت حاج احمد تلاش می کرد در آموزشها سخت گیری کند و نیروها را زبده تربیت نماید. سپس از آنها امتحان می گرفت و هرکس آمادگی لازم را نداشت باید به گردانهای دیگر می رفت . روز آزمایش برای نوجوانها , مسن ترها و همه , روز التماس و گریه زاری بود. همه می خواستند بمانند و اولین گردانی باشند که وارد خاکریز دشمن می شوند , ولی حاج احمد بسیار سختگیر بود. با این وجود همیشه بین بچه های گردان از پیر و جوان تا نوجوان مجادله و بحث بود و همه می خواستند نوک پیکان گردان خط شکن باشند.


اصرار پیرمرد عشایر


شهید قباد شمس الدینی از عشایر منطقه بافت خیلی اصرار و گریه می کرد که در گردان غواص 410 حضور داشته باشد ولی حاج احمد می گفت شما نمی توانید در عملیات شرکت کنید. او که مسن هم بود می گفت شما می خواهید مرا از شهادت محروم کنید. واسطه های بسیاری آورد , ولی حاج احمد نپذیرفت و گفت می تواند در گردانی که پشت سر گردان غواص حرکت می کند حضور داشته باشد. او هم پذیرفت و در آن عملیات وقتی گردان غواص خط را شکست او در همان لحظات اولیه به شهادت رسید.


وصال با سیم خاردار


شب عملیات کربلای 5 وقتی وارد آب شدیم ماه کاملا بالا بود . به سمت خاکریز عراقیها حرکت کردیم . حاج قاسم (سردار سلیمانی ) با دوربین دید در شب بچه ها را نگاه می کرد می گفت : « دلهره عجیبی پیدا کردم , چون آسمان مهتابی بود و من از شروع کار تا نزدیک دشمن شما را می دیدم و مرتب متوسل به حضرت زهرا (س ) می شدم که عملیات لو نرود. »


ما وسطهای آب بودیم که دشمن دو تا خمپاره ایذایی شلیک کرد. بچه ها مشغول ذکر و پیشروی بودند . به پشت موانع که رسیدیم با 100متر سیم خاردار فرشی مواجه شدیم . به تخریب چی گفتم سیم ها را بچین , با اولین چیدن , منور هشدار دهنده را شلیک کردند. وقت بسیار تنگ بود در این میان شهید « حسین عالی » نوجوان شجاع زابلی بر روی سیم خاردارها خوابید و بچه ها از روی او عبور کردند و خط دشمن را شکستند. حسین عالی در همانجا به شهادت رسید.


علمدار لشکر


وقتی حاج احمد از سفر حج بازگشت گفت در مکه با خدا عهد کرده ام در عملیات بعدی شهادت را نصیبم کند. و این اتفاق افتاد. ما سه برادر بودیم که با هم در جبهه حضور داشتیم و هر از گاهی یکی از ما مجروح می شد , لذا مادرمان آمادگی پذیرش شهادت را داشت .


حاج حسین اخوی بزرگمان در والفجر یک در سال 61 , به شهادت رسید و حاج احمد در سال 64 در والفجر 8به شهادت رسید .


حاج قاسم (سردار سلیمانی ) او را علمدار لشکر خطاب می کرد. مادر ما نه تنها بعد از شهادت حاج احمد بی تابی نکرد , بلکه به سراغ دیگر خانواده شهدا می رفت و به آنها دلداری می داد. او باغبان خوبی برای باغی بود که دو لاله شهید تقدیم انقلاب نمود.


گلچین


حاج احمد بچه های گردان 410 غواص را از بین بسیجی های قدیمی که در گردانهای مختلف بودند تشکیل داد.


امتیاز گردانهای خط شکن این بود که فرماندهان آنها خودشان نیرو برای خود جدا می کردند و از طرفی همه علاقمند بودند وارد گردانها خط شکن شوند ولی ظرفیت محدود بود . اکثر بچه هایی که در والفجر 8 به حاج احمد ملحق شدند , شهید شدند. اصلا آنها برای همین آمده بودند , فقط زمان برایشان متغیر بود.


شب پر خاطره


هنگامی که بچه ها در زمستان در بهمن شیر تمرین غواصی می کردند , شرایط بسیار سخت بود. آب سرد بود و کلیه بچه ها عفونت می کرد. سر را زیر آب می کردی سردی آب به پیشانی فشار می آورد. وقتی بچه ها سرشب به آب می زدند بچه های تدارکات کنار رودخانه منتظر می نشستند و آتش روشن می کردند تا غواصها هنگام خروج از آب خود را گرم کنند. به قدری سخت بود که وقتی بچه ها از آب خارج می شدند انگشتهایشان قادر به باز کردن زیپ لباس غواصی نبود و بچه های تدارکات این کار را برایشان انجام می دادند.


بالاخره ایام عملیات فرا رسید. دو روز قبل از عملیات بچه ها شب وداع برگزار کردند , حاج احمد بلندگو را برداشت و روضه حضرت زهرا (س ) خواند , بچه ها یکدیگر را در آغوش گرفته حلالیت می طلبیدند. آن شب یکی از پرخاطره ترین شبهای وداع در طول تاریخ لشکر 41 ثارالله بود .


نور شهادت


معمولا یک شب قبل از عملیات , فرمانده گردان و مسئول محور شناسایی , محور عملیات را چک می کردند. آن شب نیز حاج احمد و مسئول محور برای آخرین چک رفتند. من نگران بودم .تلاطم عجیبی وجودم را ناآرام می کرد و به سنگر رفته و سعی کردم بخوابم . خوابم نمی برد. منتظر بازگشت حاج احمد بودم . تا اینکه ساعت 5/3 نیمه شب او آمد . سنگر تاریک بود , با ورود او فضای سنگر روشن شد. خود را به خواب زدم . حاج احمد لباسهای غواصی را بیرون آورد و بادگیر پوشید و پتویی دور خود پیچید و شروع به خواندن نماز کرد. آرام آرام گریه می کرد. نوری که بواسطه حضور حاج احمد سنگر را روشن کرده بود به دلم گواهی داد که حاج احمد شهید می شود و چنین شد.


 


عجز کارشناسان


8 سال دفاع مقدس سکوی پرش انسانهای با ارزش برای رسیدن به لقاالله بود . 8سال دفاع مقدس جز با امدادهای غیبی و الطاف الهی پیش نرفت . اگر مرحله به مرحله عملیات مختلف را برای بهترین کارشناسان نظامی تشریح کنیم , مطمئنا در مقابل امکانات کم و موفقیتهای بزرگ رزمندگان اسلام دچار عجز و سردرگمی می شوند. بچه ها از تیوپ ماشین برای آب بندی بیسیم ها استفاده می کردند. روشهایی که بچه ها بکار می بردند برای هیچ تحلیل گری پذیرفته نیست ولی لطف خدا و رهبری امام راحل (ره ) باعث پیروزی رزمندگان اسلام شد.


هشت سال دفاع مقدس جز با امدادهای غیبی و الطاف الهی پیش نرفت . اگر مرحله به مرحله عملیات های مختلف را برای بهترین کارشناسان نظامی تشریح کنم , مطمئنا در مقابل امکانات کم و موفقیت های بزرگ رزمندگان اسلام دچار عجز و سردرگمی می شوند


حاج قاسم با دوربین دید در شب بچه ها را نگاه می کرد و می گفت : « دلهره عجیبی پیدا کردم , چون آسمان مهتابی بود و من از شروع کار تا نزدیک دشمن , شما را می دیدم و مرتب متوسل به حضرت زهرا(س ) می شدم که عملیات لو نرود


بابائی ::: دوشنبه 10/4/1387::: ساعت 8:2 عصر
 





9 تیرماه سالروز آغاز عملیات کربلای 1 در سال 1365    






25 تیر 1386 ساعت 15:42

Image آزادسازی مهران ؛ شکست استراتژی دفاع متحرک ارتش بعث
عملیات والفجر 8 (فتح فاو) تمامی ذهنیت و توان دشمن را به خود مشغول کرد. پس از فتح فاو آنچه برای دشمن حائز اهمیت بود و ارزش حیاتی داشت، بازپس گیری فاو، و یک پوشش هر چند موقت بر روی شکستهای حاصله از نبرد والفجر 8 بود.
از این رو دشمن در چارچوب استراتژی دفاع متحرک مبادرت به تعرضاتی کرد تا شاید جانی دوباره به ارتش عراق که متحمل آسیبهای جدی شده بود، ببخشد.

سپاه دوم عراق در منطقه مهران وارد عمل شد، لشکر 17 با تیپ 3 زرهی به همراه 5 تیپ پیاده از چند محور وارد عمل شدند، به دنبال این تحرک، عراق اقدام به تصرف مهران نمود و اعلام کرد: «ایران فکر نکند ما ضعیف هستیم! ما اعلام می کنیم در همین حال حاضر به عقب نشینی از مهران هستیم در صورتی که ایران و عراق به مرزهای بین المللی عقب نشینی کنند، عقب نشینی از فاو در مقابل عقب نشینی از مهران خواهد بود. وگرنه مهران را در اشغال خود نگه می داریم.
در میان مناطق مختلفی که در چارچوب استراتژی متحرک مورد تهاجم دشمن قرار گرفت، مهران مهمترین و برجسته ترین آنها به شمار می آمد.
به همین دلیل عراق تبلیغات زیادی روی آن انجام می داد و از سوی صدام اشغال مهران در مقابل اشغال فاو قرار داده شد و در مقابل ضرورت آزادسازی مهران اجتناب ناپذیر بود.
در مجموع در سه محور ایلام - مهران و باغ کشاورزی (شمالی) و حد فاصل رودخانه گاوی جاده دهلران (وسط) و مجموعه ارتفاعات قلاویزان (جنوب) استحکامات دشمن نسبتاً قویتر بود.
با نزدیک شدن زمان عملیات، جا به جایی و نقل و انتقالات شروع شد.
در این حین توفان نسبتاً شدیدی همراه با گرد و غبار سطح منطقه عملیاتی و عقبه نیروهای خودی را پوشاند، به طوری که دشمن امکان دید را از دست داد.
بدین ترتیب، در ساعت 30/22 دقیقه نهم تیرماه 65، عملیات آزادسازی مهران تحت عنوان «کربلای1» و با رمز «یا ابوالفضل العباس ادرکنی» آغاز شد.
پس از گذشت لحظاتی از شروع عملیات در تمامی محورها، خطوط پدافندی دشمن - بدون مشکل اساسی و بازدارنده- در هم شکسته شد.
تنها بر روی ارتفاعات قلاویزان، به دلیل مواضع مستحکم دشمن، توقفی صورت گرفت که بلافاصله با تدبیر مناسب از سوی فرماندهی یگان، به صورت قابل توجه و کم نظیری، برطرف شد.
از آنجا که دشمن در مقابل سرعت عمل نیروها غافلگیر شده بود، بشدت آسیب دید و تلفات زیادی را متحمل شد - به طوری که در قسمتهایی از جاده به دلیل انبوه جنازه های دشمن، امکان تردد خودروها وجود نداشت. بنابراین نیروها مجبور بودند وسیله نقلیه خود را به کنار جاده هدایت کنند.
عوامل عمده درگیجی و سردرگمی دشمن، اساساً سرعت عمل توأم با غافلگیری بود. به طور مثال پس از مدت زمانی اندک که عملیات آغاز شد، 2 مقر تیپ دشمن (433 و 705 پیاده) سقوط کرد و فرماندهان آن کشته شدند.
در شب اول عملیات، دشمن بیش از 10 گردان نیروی پیاده در محدوده منطقه عملیاتی داشت که 80 درصد آنها به طور کامل منهدم شد.
همچنین نیروهای تیپ یک کماندویی سپاه چهارم که در ساعت 6 صبح روز اول عملیات وارد درگیری شد، به کلی منهدم شدند. گذشته از این، تلاش دشمن در محور امامزاده سید حسن(ع) مهران که روز اول عملیات شروع شد، با مقاومت نیروهای خودی خنثی گردید.
طی روز اول، از آنجا که نیروها به سهول به اهداف خود دست یافتند، از روحیه بسیار بالایی برخوردار بودند، بنابراین از فرصت به دست آمده و از هم پاشیدگی دشمن، نهایت استفاده را کرده، به پیشروی در محور عملیات ادامه دادند و بدین ترتیب، فرصت بازیابی و سازماندهی را از دشمن گرفتند.
نتایج و دستاوردها
طی ده روز جنگ، بخش وسیعی از مناطق اشغالی در منطقه مهران آزاد شد که در این میان، آزادسازی جاده دهلران- مهران- ایلام، شهر مهران، ارتفاعات حساس قلاویزان و حمرین - بخصوص بلندترین قله منطقه 223، هشت روستا، دو پاسگاه مرزی و ... از دستاوردهای عملیات کربلای یک به شمار می آمد.
همچنین عقبه های دشمن در شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیررس نیروهای خودی قرار گرفت.
دشمن 70 هزار نیرو، 400 دستگاه تانک و نفربر، 15 گردان توپخانه، نیروهای هوایی و بیش از 10 تیم هوانیروز و امکانات دیگر را در این عملیات به کار گرفته بود.
همچنین 70 افسر، 130 درجه دار و 892 سرباز اسرای دشمن در عملیات کربلای یک می باشند.
براساس برآوردهای دقیق، در این عملیات دشمن بیش از 3400 اسیر و مفقود داشته است.
آزادسازی مهران، به منزله شکست استراتژی دفاع متحرک بود، شکستی که رژیم بعث در گام اول خود در تأمین اهداف موردنظر ناموفق بود.
سرانجام با از دست دادن مهران، چشم اندازی جدید از ناتوانی و ضعف این کشور در موضع آفند و پدافند، ترسیم و نمایان گردید.
در میان مناطقی که مورد تصرف دشمن قرار گرفت، شهر مهران از اهمیت خاص سیاسی- تبلیغاتی برخوردار بود و برای عراق به عنوان جبران شکست فاو و نیز عوامل افزایش دهنده روحیه نیروهای آسیب دیده، تلقی می شد؛ بنابراین آزادسازی آن، آسیبهای عمده دیگری را متوجه ارتش عراق کرد. چنانکه وقتی مهران بازپس گرفته شد، رسانه های جهانی به انحای مختلف به بعد روانی مسأله اشاره کردند.
از جمله نشریه «فازین رپیورت»، چاپ لندن، نوشت: «مهران به خودی خود فاقد اهمیت است، تهاجم به مهران نه از جهت استراتژیکی، بلکه از نظر روانی، اهمیت زیادی دارد.»
رادیو آمریکا نیز به نقل از کارشناسان نظامی اظهار داشت: شکست عراق از نظر روانی اثر مهم و شگفت انگیزی داشته، زیرا عراقیها بیشتر به خاطر جبران شرمساری ناشی از تصرف بندر عراقی فاو به دست ایرانیها دست به حمله زده بودند.

بابائی ::: دوشنبه 10/4/1387::: ساعت 7:53 عصر

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
 
----------ابتدا نیت کنید

ابتدا نیت کنید


سپس برای شادی روح حضرت حافظ یک صلوات بفرستید

.::.حالا کلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را کلیک کنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



------------
.:: منوی اصلی ::.
.:: آمار بازدید ::.
بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 20
بازدید کل : 6123
.:: تا دیدار محبوب ::.
.:: درباره خودم ::.
کجایند مردان بی ادعا؟
بابائی[132]
نوکر و خادم شهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداء
.:: پیوند های روزانه ::.
.:: موضوعات وبلاگ ::.
.:: لوگوی وبلاگ من ::.
کجایند مردان بی ادعا؟
.:: لینک دوستان ::.
((( ب ا ح ا ل ه)))
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
عاشق دلباخته
شادی(زمزمه های دلتنگی)
یا زهرا(س)
خدای که به ما لبخند میزد
شب و تنهایی عشق
صعصعه
دوست دارم تو تنها ارزویم باشی
شهدای استان خراسان
راهنما
تبادل لینک وافزایش بازدید
سلمان
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
شهید محمد عبدی
حـــکــمـــت آ بــــاد
فریاد دل
ساجدین
جستجوگران نور
کوثر
راویان نور
کلوب
دکتر احمدی نژاد
تبیان
افرایش صدای گوشی+راه کسب درآمد از اینترنت+عکس بازیگران خانم خارج
شاهد
عکس
امام خمینی
ایراپیک
ایرایپک 1
گلخانه
وبگذار
بانک صوت وفیلم
آرماگدون
نخلستان
حاج حمید
کانون وبلاگ نویسان مذهبی
3 نقطه
شیعیان
صلوات
شبکه اول
حسینیه
شهید آوینی
همبلاگی
مرکز دانلود نوحه ایران
زیباترین وبلاگهای روز
امتداد
آفتاب
خبرگزاری فارس
.:: لوگوی دوستان::.